این یعنی اگر عراق از زیر یوغ آمریکا خارج شود، فقط یک تغییر سیاسی رخ نداده؛
یک «آزادسازی اقتصادی» هم اتفاق افتاده.
عراق می‌تواند نفتش را مستقل بفروشد (مثلاً با یوان چین)،
درآمدش را خودش مدیریت کند،
و بدون مداخله آمریکا، نیازهایش را تأمین کند.

این مسیر، هم به نفع ملت عراق است هم دولت عراق؛
یک بازی برد-برد واقعی.
اما این اتفاق، فقط با میدان محقق نمی‌شود.

میدان همراه با دیپلماسی

نقش دیپلماسی نه همیشه، اما مهم است.
در اینجا دیپلماسی می‌تواند ابزار متقاعدسازی برای تغییر موازنه تعریف شود؛
نه صرفاً مذاکره با غربی که خودش بخشی از مسئله است.

دیپلماسی می‌تواند بر این متمرکز شود:
کمک به کشورها برای رهایی از وابستگی،
ایجاد مسیرهای جایگزین فروش و مبادله،
و همراه‌سازی دولت‌ها برای پایان دادن به حضور آمریکا.

اگر در استخراج یا فروش نفت هم محدودیت دارند،
ایران می‌تواند شریک و پشتیبان این استقلال باشد.

امروز، دیپلماسی باید دقیقاً به این میدان‌ها ورود کند؛ نه صرفاً مصاحبه با رسانه‌های غربی.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *